چشمانش با طمع ديگران را برانداز مي كرد. كم كم نسبت به من ذوقش كور شد. چاره اي نداشتم. شوهرم كور شد.
۵ Comments on "از نوع زنانه" »
Posted on شهریور ۲۹, ۱۳۸۸
salam ghashang bood vali ina ham dastan hastand yani dastanak enghadr koochike?
پاسخ: داستانك اول در زيرشاخه مينيمال جاي دارد كه به داستانك هاي كمتر از ۵۵ كلمه گويند.
Posted on شهریور ۲۹, ۱۳۸۸
وبلاگ يا همون وبسايتتون پر از داستانكه اما يك جا هم درباره ي داستانك توضيحي نداده ايد. از ۵ تا داستانكتان در كل خوشم آمد.
پاسخ: فكر مي كردم داستانك جا افتاده - از ظاهرش كاملا معلوم است - يعني خلاصه داستان كوتاه - به عبارتي داستان كوتاه كوتاه. توضيحات بيشتر را بعدا مي نويسم. از لطفتان هم ممنون و متشكر
Posted on شهریور ۲۹, ۱۳۸۸
حقش بود.
Posted on شهریور ۲۹, ۱۳۸۸
this little story is very beautiful
پاسخ: مرسي - تشكر - اما شما كه طرفدار داستان شده ايد پارسي را هم پاس بداريد - باتشكر
Posted on شهریور ۲۹, ۱۳۸۸
سلام داستانك نويس ايراني عزيز ، اميدوارم ديگر درباره ما زن ها اين طور ننويسي ، ولي در كل قشنگ بود.