از نوع زنانه

Posted by سيد مهدي كسايي زاده in داستانك, ... | ۰۶.۲۸.۱۳۸۸ - ۹:۰۶ ب.ظ

چشمانش با طمع ديگران را برانداز مي كرد. كم كم نسبت به من ذوقش كور شد. چاره اي نداشتم. شوهرم كور شد.


۵ Comments on "از نوع زنانه" »

تهمينه
Posted on شهریور ۲۹, ۱۳۸۸

سلام داستانك نويس ايراني عزيز ، اميدوارم ديگر درباره ما زن ها اين طور ننويسي ، ولي در كل قشنگ بود.

salam ghashang bood vali ina ham dastan hastand yani dastanak enghadr koochike?

پاسخ: داستانك اول در زيرشاخه مينيمال جاي دارد كه به داستانك هاي كمتر از ۵۵ كلمه گويند.

وبلاگ يا همون وبسايتتون پر از داستانكه اما يك جا هم درباره ي داستانك توضيحي نداده ايد. از ۵ تا داستانكتان در كل خوشم آمد.

پاسخ: فكر مي كردم داستانك جا افتاده - از ظاهرش كاملا معلوم است - يعني خلاصه داستان كوتاه - به عبارتي داستان كوتاه كوتاه. توضيحات بيشتر را بعدا مي نويسم. از لطفتان هم ممنون و متشكر

يك زن
Posted on شهریور ۲۹, ۱۳۸۸

حقش بود.

پيمان
Posted on شهریور ۲۹, ۱۳۸۸

this little story is very beautiful

پاسخ: مرسي - تشكر - اما شما كه طرفدار داستان شده ايد پارسي را هم پاس بداريد - باتشكر

Leave a Comment