بهشت

Posted by سيد مهدي كسايي زاده in داستانك, ... | ۰۶.۲۶.۱۳۸۸ - ۱۱:۴۸ ق.ظ

«بابايي چه جوري مي شه رفت تو بهشت؟»

- «جوري كه به همه ي بدي ها بخندي، اگه چيزي ناراحتت كرد بخندي، اگه كسي اذيتت كرد بخندي. تو بايد به ناملايمتي هاي روزگار بخندي، به مشكلات جامعه بخندي. اونوقت گمون مي كنند كه ديوونه اي و مي برنت تيمارستان، ديوونه ها هم كه جاشون تو بهشته.»


۳ Comments on "بهشت" »

سلام آقای کسایی‌زاده.
خیلی ممنون که به وبلاگ ما سرزدید. همانطور که دیدید وبلاگ ما یک وبلاگ گروهی است که در آن داستانک هایمان را قرار می‌دهیم و از حضور سایر داستانک نویس‌ها در جمعمان استقبال می‌کنیم. اگر مایل بودید که نوشته‌هایتان را در وبلاگ «داستانک» قرار دهید آدرس ایمیلتان را در بخش نظرات قرار دهید تا برایتان دعوتنامه ارسال شود.
راستی چند تای آخری از نوشته‌هایتان را خواندم. «آینه» را خیلی پسندیدم. موفق باشید!

سلام. وبلاگ جالبی دارید و داستانک های زیبایی….
از این داستانک خیلی خوشم اومد. سفارش خوبی بود برای بهشتی شدن!فقط قسمت تیمارستانش….

Greatings, Everything dynamic and very positively! :)

پاسخ:thanks for view

Leave a Comment