كابوس(داستانك مفهومي)

Posted by سيد مهدي كسايي زاده in داستانك, ... | ۰۵.۲۲.۱۳۸۷ - ۵:۳۳ ق.ظ

هر شب خيلي راحت خوابم مي برد و هيچ وقت كابوس نمي برد. يك بار كه كابوس برد از خواب پريدم و ديگر حاضر نشدم فرود بيايم.

(اين سبك از داستانك نويسي مورد تشويق خيلي از نويسنده هاست و نكته ي آن بازي با فعل جمله هاست.)


۱ Comment on "كابوس(داستانك مفهومي)" »

علی
Posted on مرداد ۲۲, ۱۳۸۷

سلام
من که نفهمیدم. یعنی خیلی سر در نیاوردم

Leave a Comment